(منتشرشده در روزنامهی شرق، یکشنبه بیستویکم شهریورماه)
منتشر شده به تاریخ ِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰، ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۹
حیاطخلوتِ هیچکس
آمریکای لاتین در مسیرِ رشد
صونا ولیپور
(متن ِ حاضر الزاماً دیدگاهِ مترجمِ آن نیست)

امسال جشنِ دویستمین سالگردِ آغازِ مبارزهی آمریکای لاتین برای استقلالِ سیاسی از پادشاهی اسپانیا است. از بیرون که به این کشورها نگاه میکنیم امّا، بهانهای برای جشن و سرور نمیبینیم. در مکزیک، که هفتهی آینده جشنِ دویستسالگیِ این مبارزات را برگزار خواهد کرد، باندهای مواد مخدر با چنان خشونتی از جانبِ دولت مواجه شدهاند که از زمانِ انقلابِ این کشور تا کنون در یک قرنِ اخیر بیسابقه بوده است. کشفِ ۷۲ جسد در مزرعهای در مرزِ مکزیک و آمریکا ننگِ تازهای از خشونت بر نامِ این کشور است؛ فاجعهی قتلعام ۷۲ نفر از کسانی که میخواستهاند از آمریکای لاتین به ایالاتمتحدهیآمریکا مهاجرت کنند و برخی از آنها از جاهای دوری همچون برزیل میآمدهاند. قصهی محزونی از آنچه در برخی کشورهای آمریکای لاتین میگذرد. فارغ از خیالِ جشنِ در راه، باید بر مصائبِ این مردم قدری تأمل کرد؛ مصائبی که وامیداردشان که پا در راهِ رؤیای آمریکا، به کابوسِ کشورهایشان پشت کنند و به مرزهای شمالی بگریزند و هر خطری را به جان بخرند. بر مصائبِ این مردم باید گریست.
امّا این لیوان، نیمهی پری هم دارد. در دورهی پنجسالهی منتهی به سالِ ۲۰۰۸، اقتصادهای این منطقه سالانه متوسطِ رشدی معادلِ 5.5 درصد را تجریه کردهاند و نرخِ تورم در این دوره تکرقمی بوده است. بحرانِ مالیِ جهان موقتاً این روندِ رو به رشد را متوقف کرد امّا از سالِ جاری اقتصادِ این منطقه دوباره با نرخی بیش از 5 درصد رشد خواهد یافت. این رشدِ اقتصادی دست در دستِ پیشرفهای اجتماعی خواهد نهاد. دهها میلون نفر از ساکنانِ آمریکای لاتین از فقر نجات یافتهاند و در طبقهی متوسط (هرچند متوسطِ پایین) قرار گرفتهاند. با وجودِ اینکه توزیعِ درآمد در آمریکای لاتین هنوز بیش از هرجای دیگرِ جهان ناعادلانه است، امّا میتوان به بهبودِ تدریجیِ این وضعیت امید بست. مردمِ این کشورها خیلی به سازی که سیاستمدارانشان اخیراً برای یکپارچگیِ کشورهایشان کوک کردهاند روی خوش نشان ندادهاند، امّا آغازِ جریانِ یکپارچهی کسبوکار در آمریکای لاتین مشهود است.
نگاهِ شرکتهای چندملیتیِ جهانِ توانگر که اینروزها با دشواریهایی از جانبِ چینِ خشن مواجه شدهاند، کمکم سوی آمریکای لاتین میچرخد. خیلیها در جهان از طلوعِ اخترِ بختِ آمریکای لاتین در اقتصادِ جهان سخن گفتهاند و باور دارند دههی پیشِ رو «دههی آمریکای لاتین» است. بهانهی این شوق و شور، برزیل است که قدرتمندِ آمریکای لاتین به حساب میآید. در پیِ برزیل، شیلی، کلمبیا و پرو هم در مسیرِ رشد روان هستند و مکزیک هم، با وجودِ خشونتی که در حوزهی معاملهی مواد مخدر در آن شاهدیم و رکودِ عمیقترش به دلیلِ وابستگیِ بیشتری که به اقتصادِ رنجورِ ایلاتمتحدهیآمریکا دارد، رو به جلو در حرکت است.
ردِ دو موضوع را در شکوفاییِ اقتصادیِ آمریکای لاتین میتوان گرفت. نخست، اشتهای وافرِ چین و هنر به مواد اولیهی صنایعشان است که آمریکای لاتین از آن غنی است و تا کنون دریغ نداشته است. موضوعِ دوم، حکایتِ بهبود در مدیریتِ اقتصادیِ این کشورها است که ثبات را برای اقتصادشان به ارمغان آورده؛ آن هم برای اقتصادهایی که سالها لنگانِ تورم بودهاند. مدیریتِ کارآی اقتصاد که توانسته سیستمِ بانکداریِ این کشورها را گسترش دهد؛ رشدی که اگرچه سریع، امّا پایدار و بهقاعده هم بوده است. این دو به ایجادِ چرخهای ارزشمند در اقتصادِ این کشورها کمک کرده است؛ چرخهای که در آن افزایشِ صادرات با رشدِ بازارهای داخلی متعادل شده است. اصلاحاتِ اقتصادیِ این دولتها در رهاییشان از مصائبِ پیشینِ اقتصادهایشان قابلِ تأمل و آموزنده است.
کارهای زیادی انجام شده؛ امّا هنوز راهِ زیادی برای پیمودن باقی مانده است. آویختن به این کامیابی و تقلا برای بهبودِ بیشتر، تفکری جدید هم در آمریکای لاتین و هم در همسایهی شمالیشان، یعنی ایالاتمتحده، را طلب میکند.
خطر برای آمریکای لاتین، گرفتاری در دامِ خشنودی از خویش است. در مقایسه با اغلبِ کشورهای آسیا، آمریکای لاتین همچنان از معلولیتی خودخواسته در رنج است. به جز کشاورزی، بهرهوری در این کشورها با آهنگی کندتر از هرکجای دیگر رشد میکند. پسانداز و سرمایهگذاری در این خطه به خوبی صورت نمیگیرد و به قدرِ کافی خبری از آموزش و نوآوری نیست. به لطفِ مقرراتِ حاکمشده بر این کشورها طیِ قرنهای قبل، نیمی از نیروی کارِ آنها در اقتصادِ غیررسمی عرق میریزند و از منافعِ بهرهوریِ ناشی از فناوری و اقتصادِ مقیاس بیبهرهاند.
حلِ این مشکلات، رغبتِ دوبارهی رهبرانِ سیاسیِ آمریکای لاتین به اصلاحات را میطلبد. بارقههای دموکراسی جانِ تازهای به سیاستِ اجتماعیِ برخی از این کشورها دمیده است و دولتها به دیدنِ آنچه نمیدیدهاند همت گماشتهاند. آنچه نیازش حس میشود، بهبودِ آموزش و درمان است؛ مجالِ رشد دادن به تمامِ مردم. همچنین باید برنامهای برای افسار کردنِ اقتصاد غیررسمی پیاده شود؛ برنامهای که در آن اصلاحاتِ بازارِ کار دست در دستِ امنیتِ افراد باشد و هدف چیزی جز بهبودِ وضعِ معیشتِ مردم و آرامشِ آنها، مردمی که مستحقِ این آرامش هستند، نباشد. امّا این میان، که تأمینِ مخارجِ بهبودِ زیرساختها و پژوهش و توسعه بدونِ دخالتِ دولتها میسر نیست، همواره واهمه از پررنگتر شدنِ نقشِ دولت در اقتصاد (سیاستهایی که در گذشتهی آمریکای لاتین با شکست مواجه شد) وجود دارد.
منکر نمیتوان شد که بهبودِ شرایط با بهبودِ روابطِ این کشورها با ایالاتمتحدهیآمریکا سهلتر است. برای کشورهایی همچون برزیل که پا به عرصهی جهانی گذاشتهاند و ابرازِ وجود در صحنِ اقتصادِ جهان را آغاز کردهاند، کار با آمریکا میتواند بیش از پیش مهم باشد. شاید باید پافشاری بر شعارِ دیرین در استهزاء آمریکاییها که «آمریکای لاتین حیاطخلوتِ یانکیها نیست» را رها کرد.
از سوی دیگر، نگرش و رفتارِ ایالاتمتحدهیآمریکا هم باید تغییر کند. نگرانیِ آمریکا از جرم و مهاجرتِ مردمانِ آمریکای لاتین، که نمودِ مجسمش دیواری است که در مرزِ جنوبیِ خود میسازد، چشمش را بر هر فرصتی که میتواند در رابطه با این همسایهها سراغ بگیرد، بسته است؛ بدبینیِ حادی که بیش از فرصت، تهدید میبیند. و عجیب این است که آمریکایلاتینیها، دومین اکثریتِ نژادیِ جمعیتِ ایالاتمتحده هستند و هر گامی در راستای بهبودِ رابطه با آنها میتواند رونق و کامیابیِ آمریکا را نیز در پی داشته باشد. حالا، فارغِ افسوسِ سالهای ازدسترفته، این عموزادههای شمالی باید به جای دیوار، به ساختنِ پلها همت کنند.
منبع: وبلاگ اقتصاد آدینه




